یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ساعت 10:3
در برکه ی بویی به مشامم میرسد
آنگاه که فرزندان ادم در کار زنجیر کردن افتاب می باشند
آنچنان قوی باش که جز آزاد کردن افتاب چیزی نیاموزی......
انگاه که ستارگان در ظلمت شب فرو میروند چشمانت را بیاموز که جز روشنی چیزی را نبیند
و به قلبت سفارش کن...که از طنین خرد شدن افکار کسی خشنود نشود
اگر افتاب را دیدی و افتاب ترا نشناخت خودت را به او معرفی کن
بگو که از ظلمت آمده ای و از ظلمت بیزاری
آفتاب از زندگی مرگ می سازد و از مرگ زندگی
هستی درپیدایش افتاب است و اگر آفتاب نباشد زندگی و مرگ یکی است
همیشه مادیات را پلی برای رسیدن به معنویات قرار بده



