شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 9:4
سلام ای آشیان خفته درمعنی
تو آنجا حاضری اما
تو از چشمان من غایب نمی مانی
هوای دلکشی دارد
که از دلهای ما غافل نمی مانی
دلم با سایه ی اندوهگین فرسود
هزاران تا هزاران راه را
در کوچه ها پیمود
ولی افسوس و صد افسوس
که در این کوچه های باغ تنها ماند
ومالا مال از جنجال خواهش ها
دلم باپرنیان عشق اینجا ماند



