جمعه بیست و هفتم مهر 1386 ساعت 9:41

حیرانم حیران .........
که چرا قلبها یکرنگ نیستند
بعضی از جنس شیشه ...
و بعضی از سنگ
قلب شیشه ی
هر لحظه ....
در معرض شکست .....
و قلب سنگی......
بی خیال و بی تفاوت.......
وای کاش قلب من نیز.......
دوستان عزیز از شما خواهشی دارم
دعا کنیم که برادر خوب و وبلاگ نویسم
مهدی جان
هر کجا هست سالم و سلامت باشد
از صمیم قلب ممنونم
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 9:39
چون تو به من نظر کنی
با نفس ساده ی تو
ماه و ستاره ی دگر
گر تو ز من گذر کنی
از شب بی نشان من
نور و نشانه ی دگر
ای که نشان رحمتی
با دل دردمند من
حرف دوبا ره ی دگر



