یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 16:28
خداوندا ........
به من چشمی عطا کن که ببینم
گوشی عطا کن که بشنوم
دلی که تو را در یابم
پایی که برای تو قدم بردارم دستی که برای تو ببخشم
وچشمی که برای تو ببینم
پروردگارا
فقط تو....
تو باش مونس تنهایی من
آنچنان که بیگانه ی را در دل احساس نکنم
و با قلبی که به من بخشیده ای
او را در آئینه ی زلال دل جای ندهم
الهی....
می دانم که می بینی و میدانم که می شنوی
تویی که میمانی .تویی که می بخشی.
تویی که هرگاه بخوانمت اجابت میکنی
هرگاه بجو یمت پیدایی
هرگاه بخواهمت محیایی
فقط تو
تویی که روزی دهنده ی بی منتی
و فقط تو
تویی که با منی



